تبليغاتX
روح و ریحان

روح و ریحان

آنكه دائم هوس سوختن ما مي كرد ... كاش مي آمد و از دور تماشا مي كرد

استخاره _ تعبیر خواب

به نام خدا

با سلام

دوستان جهت استخاره و تعبیر خواب پیام بگذارند 

جواب به آدرس ایمیلتان فرستاده میشود

موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 11:51  توسط  سید مجید   | 

ای مالک اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی


فردا به آن چشم نگاهش مکن


شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی......

-----------------

پی نوشت:

ما کجای کاریم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 21:46  توسط  سید مجید   | 

ادب و آداب نماز خواندن

حماد بن عیسی گفت : در محضر امام صادق علیه السّلام بودم، به من فرمود: آیا می توانی نماز را خوب بخوانی ؟ عرض كردم : چگونه نمی توانم و حال آنكه كتاب حریز را كه درباره نماز نوشته شده است ، از حفظ دارم . حضرت فرمود: برای تو ضرر ندارد، برخیز و نمازی بخوان تا من ببینم كه چگونه می خوانی .

حسب الامر حضرت رو به قبله ایستادم و شروع به خواندن نماز كردم . تمام نماز را از نظر ركوع و سجود به جای آوردم ، اما حضرت آن را نپسندید و فرمود: نماز را خوب نخواندی . واقعا چقدر زشت است برای مردی كه شصت هفتاد سال از عمرش می گذرد و حال آنكه نمی تواند یك نماز كامل با مراعات حدود كامله آن بخواند. من خجالت كشیدم و خود را كوچك دیدم .

عرض كردم : فدایت شوم ، شما نماز را به من تعلیم دهید. پس ، امام علیه السّلام رو به قبله راست ایستادند و دستهای خود را آزاد گذاردند و انگشتهای دست آن حضرت به هم گذارده شده بود و مابین دو قدم آن حضرت از سه انگشت باز، و بیشتر فاصله نداشت و انگشتهای پای خود را رو به قبله كردند و تا آخر نماز هم رو به قبله بود و با تواضع و حضور قلب گفتند: اللّه اکبر و سوره حمد و توحید را با ترتیل (به آرامی و خوبی) خواندند و بعد از تمام شدن سوره توحید، به قدر یك نفس كشیدن صبر كردند. بعد دست خود را بلند كرده تا مقابل صورت بردند و در حالی كه ایستاده بودند گفتند: اللّه اكبر و پس از آن به ركوع رفتند و كف دست را به سر زانو گرفتند. انگشتان آن حضرت از هم باز بود. زانو را به عقب دادند، چنانكه پا راست شد و پشت آن حضرت طوری مساوی شد كه قطره آبی بر آن می گذاشتند، به هیچ طرفی نمی ریخت . گردن خود را كشیده و سر به زیر نینداختند و چشم را بر هم گذاردند و سه مرتبه به آرامی گفتند: سبحان ربّی العظیم و بحمده.

بعد راست ایستادند و چون خوب ایستادند، گفتند: سمع اللّه لمن حمده و در همان حال كه ایستاده بودند، دست را تا مقابل صورت خود بلند كردند و گفتند: اللّه اكبر و بعد به سجده رفتند. دو كف دست را پیش ‍ زانوها، مقابل صورت خود بر زمین گذاردند و انگشتان آن حضرت به هم گذارده شده بود. سه مرتبه گفتند: سبحان ربّی الاعلی و بحمده . اعضای بدن خود را از یكدیگر باز گرفته و بر هم نگذارده بودند (در حال سجده دست را به بدن نچسبانیده و بدن را بر پا نگذارده بودند) و بر هشت موضع بدن خود كه به زمین گذارده بودند، سجده كردند كه پیشانی و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا و سر بینی باشد.

بعد از نماز فرمودند: گذاردن هفت موضع در وقت سجده به روی زمین واجب است كه پیشانی و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا باشد. و اما گذاردن بینی بر زمین سنت (مستحب) است و آنها همان مواضع است كه خدا در قرآن فرموده است : و انّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا و مسجدها از آن خداست و با وجود خدای یكتا كسی را به خدایی مخوانید. پس از آن سر از سجده برداشتند و وقتی نشستند گفتند: اللّه اكبر و به ران چپ نشسته ، پشت پای راست را بر كف پای چپ گذاردند و گفتند استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه و دوباره در حالی كه نشسته بودند. گفتند: اللّه اكبر و بعد به سجده دوم رفتند و مانند سجده اول ، سجده دوم را تمام كردند. و در ركوع و سجود هیچ یك از اعضای بدن را بر یكدیگر نگذارده بودند و موقع سجده آرنج دست خود را باز نگاه داشته و به زمین نگذارده بودند. در حال تشهّد خواندن ، انگشتان دست آن حضرت از یكدیگر باز بود و به این كیفیّت دو ركعت نماز خواندند و چون از تشهّد فارغ شدند، فرمودند: ای حماد، این چنین نماز بخوان.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 10:11  توسط  سید مجید   | 

ارزش نماز

 

وَ قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم: ( مَنْ اَحْرَقَ سَبْعينَ مُصْحَفاً وَ قَتَلَ سَبْعينَ نَبِيّاً وَ زِنا مَعَ اُمِّهِ سَبْعينَ مَرّات وَ افْتَضَ سَبْعينَ بِكْراً بِطَريقِ الزِّنا اَقْرَبُ اِلى رَحْمَةِ اللهِ مِمَّنْ تَرَكَ الصَّلوةَ مُتَعَمِّداً

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : كسى كه هفتاد قرآن را بسوزاند و هفتاد پيامبر به قتل رساند و هفتاد مرتبه با مادر خود درآميزد و هفتاد دختر را از طريق زنا تجاوز نمايد به رحمت خداوند از كسى كه عمداً نمازش را ترك كند نزديكتر است .

اسرارالصلوة : ص 33 .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 22:5  توسط  سید مجید   | 

زیارت امام حسین علیه السلام از راه دور

السلام علیک یا ابا عبدالله

با سلام 

عزادارن محترم که مایل به زیارت مرقد متبرک دو بزرگوار حضرت امام حسین (ع)و حضرت ابوالفضل (ع)از راه دور هستند

 این کار به این روش انجام می شود که بعد از ثبت نام شما در نوبت قرار گرفته و بعد از مدتی یکی از خادمین به نیابت از شما در محوطه اطراف ضریح دو رکعت نماز خوانده و زیارت را به جا می آورد


بعد از انجام زیارت بوسیله ایمیل به ثبت نام کننده اطلاع داده می شود


آدرس ثبت نام برای زیارت مرقد امام حسین (ع (http://www.imamhussain.org/enaba/)


آدرس ثبت نام برای زیارت حضرت ابوالفضل(ع


http://alkafeel.net/zyara09/veiw.php


التماس دعا 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 0:46  توسط  سید مجید   | 

نابینا


بعضی نابیناها، نابینایی چشمشان آنقدر زیاد است كه چیزی نمیبینند، پیش پایشان را هم نمیبیند، اما اگر چراغ را روشن و خاموش كنی، یك فرقی میفهمند و میگویند روشن یا خاموش شد. یا وقتی كه دستشان را میگیرید و از آفتاب به سایه و از سایه به آفتاب میبرید، متوجه میشوند. بعضی نابیناها سایه وآفتاب را هم نمیفهمند، تاریك وروشن را هم درك نمیكنند.

ما هم گاهی، چشم دلمان این قدر نابینا میشود كه نمیتوانیم تشخیص دهیم كه آیا خدا از ما راضی است یا نیست، در حالی كه اگر خد از انسان راضی باشد قلبش روشن و اگر ناراضی باشد قلبش تاریك میشود. گاهی انسان وقتی غیبت میكند، احساس میكند كه دلش گرفته شد این همان اندازهای است كه انسان سایه و روشن را درك میكند. گاهی انسان غیبت میكند اصلاً دلش هم تاریك نمیشود. تهمت میزند، ابداً رعشه كلام هم پیدا نمیكند. خیلی راحت میتواند تهمت بزند. گاهی انسان دروغ میگوید و مضطرب هم نمیشود. بعد هم پشیمان نمیشود. این چیست؟این یك نابینایی پیدا كرده كه سایه و آفتاب هم نمی فهمد. كارش سخت است. گاهی انسان اینجور نیست. وقتی مثلاً صحبت از خدا و خدمت با او میشود واقعاً احساس سبكی میكند. وقتی صحبت دنیا و اینها میشود، احساس سنگینی میكند و خودش از خودش بدش میآید. این آدم مؤمن است كه اینطور است.

روایت داریم از رسول اكرم(ص) كه میفرماید«من سره حسناته و سائته سیئاته فذالك المومن حقا»

هركس بدی هایی كه كرده ناراحتش كند وخوبیهایی كه كرده دلش را روشن كند، این مؤمن حقیقی است. پس شكر كنید خدا را، كه اگر یك وقت غیبت كردید احساس میكنید از خودتان بدتان میآید، یا مثلاً دفاع از مؤمنی كردید احساس میكنید. مثل اینكه باری را زمین گذاشتید و سبك شدید. این از علامات مؤمن است كه خوب و بد را بفهمد. گاهی، این چشم ایمان، علاوه بر اینكه تاریك و روشن را میفهمد، رنگها را هم تمیز میدهد، دیدهاید مثلاً گاهی نابینایی میفهمد كه تاریك و روشن شد، اما پارچه بیاوری جلوش نگاه كند، نمیتواند بگوید این چه رنگی است سفید و سیاه نمی تواند بكند. سبز و قهوه ای را نمی تواند تمییز بدهد و فرق بین اینها نمیگذارد. گاهی است كه نه، بینائیش بیشتر از اینهاست رنگها را شناسایی میكند. میگوید این چه رنگ است، آنچه رنگ است.

انسان وقتی كه یك مقداری ایمانش قویتر شد مؤمن و غیر مؤمن برایش فرق میكند. مثلاً وقتی كه مؤمن میآید دلش شاد میشود، وقتی غیر مؤمن می آید یك خرده دلش می گیرد. گاهی بعضی از این هم بالاترند. مؤمن تا مؤمن برایشان فرق میكند. بعضی از مؤمنین هستند كه وقتی اینها را میبیند، قلبش روشن میشود. اینها مراتب دارد.

حائري شيرازي ـ تمثيلات ج 1

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 16:20  توسط  سید مجید   | 

بیانات آیِت الله وحید خراسانی در آستانه عاشورای فاطمی

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه گفته شد : [که شما خدام حضرت زهرا سلام الله علیها هستید...] ، اما از من غیر از قصور و تقصیر هیچ نیست . ما کاری نکردیم ، اما شما یا باید از پدرتان تشکر کنید ، یا از مادرتان ، یا یک سابقه حُسنائی و عمل صالحی داشتید که به این توفیق رسیدید . در بین این کلمات گفتند : اینها خدّام و نوکران حضرت زهرا هستند ، این کلمه کلمه ای است بهت انگیز .




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 11:26  توسط  سید مجید   | 

مستانه

بسم الله الرحمن الرحیم

سالها  در   سلوك      پيچيديم                            چون فلك گرد خويش گرديديم

گاهگاهي     گريستيم   چو ابر                           گاهگاهي    چو   ابر  خنديديم

گاه بر خوان   حسن   بنشستيم                            گاه از باغ    عشق  گل  چيديم

گاه   مستانه  باده ها   خورديم                            گاه    رندانه   عشق  ورزيديم

شرح  شاهد به  عارفان  شهود                           گاه    گفتيم     گاه      بشنيديم

تا    نشاني ازو    به  دست آيد                           پاي هر   رهروی    ببوسیدیم                  

ليس    ما في   الوجود   الّا هو                           الذي   لا     اله     الّا     هو


سلام !...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:18  توسط  سید مجید   |